مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

79

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

باب هفدهم : در دارويى كه خون از بينى باز دارد « 1 » باب هشدهم « 2 » : در داروهاى قى باب نوزدهم : در دارويى كه عرق آورد و دارويى كه عرق باز دارد « 3 » باب بيستم : در مسمنات باب بيست و يكم : در مرهمها باب بيست و دؤم « 4 » : در نطولها « 5 » مقالت اول در علم نظرى « 6 » طب و اين مقالت هفده باب است « 7 » : باب اول « 8 » : در معرفت « 9 » علم طب بدان كه « 10 » طب ، علمى است كه احوال بدن انسان « 11 » بدان « 12 » بشناسند « 13 » كه « 14 » تندرست « 15 » است يا تندرستى از او زايل شده است « 16 » تا « 17 » صحت و تندرستى موجود را نگاه دارند « 18 » و زايل شده « 19 » بازآرند « 20 » .

--> ( 1 ) . ل : در دارويى چند و ادويهء رعافه ؛ م : در داروهاى رعاف . ( 2 ) . ل : هژدهم ؛ م : هجدهم . ( 3 ) . ل : در دارويى كه عرق باز دارد و باز آورد ؛ م : در داروهاى عرق . ( 4 ) . م : دوم . ( 5 ) . س : نطولات . ( 6 ) . س : + و . ( 7 ) . ل و م : - و اين . . . است . ( 8 ) . س : - اول . ( 9 ) . س : شناختن . ( 10 ) . س : + علم . ( 11 ) . س : + را . ( 12 ) . م : از آن . ( 13 ) . م : شناسند . ( 14 ) . س : - كه ؛ م : + او . ( 15 ) . م : درستى . ( 16 ) . م : - است . ( 17 ) . ل : يا . ( 18 ) . س : دارد . ( 19 ) . ل : شدن . ( 20 ) . س : بازآرد ؛ م : بازگردانند . « علم يعرف منه أحوال بدن الإنسان من جهة الصحّة و المرض لتحفظ الصحّة حاصلة و تسترد زايلة . » ( شرح موجز القانون ، نسخهء شمارهء 4835 كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ) .